السيد محمد حسين الطهراني

17

معاد شناسى (فارسى)

تعداد نفس‌ها و جان‌هاى مخلوقات است . ) يعنى هر موجودى از نقطه نظر آن نفسانيّت خاصّى كه دارد يك راه بخصوص از باطن خود به خدا دارد . و البتّه اين عبارت آيه و يا حديثى نيست ؛ و ليكن گفتار بزرگانست و درست هم هست . و از اين گذشته أنبياء و أولياء آمده‌اند تا انسان را به خدا دعوت كنند ؛ و از نقطهء نظر باطن و وجدان گذشته از خارج برنامه اى براى او قرار دهند كه انسان بر اساس آن برنامه عمل كند و به مقصود برسد ؛ آن راه‌هائى را هم كه براى وصول به مقصود معين كرده‌اند مختلف است . شرايع الهيّه با اينكه همه دعوت به توحيد مىكنند ولى از جهت قوانين و فرامين بر حسب تكامل تفاوت دارند ؛ مثلاً شريعت حضرت موسى غير از شريعت حضرت عيسى است ؛ شريعت حضرت إبراهيم يك منهاج خاصّى دارد شريعت حضرت رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم كه متمّم و مكمّل تمام شرايع است ؛ آن صراط مستقيمى را نشان مىدهد كه از تمام قوا انسان را از حال افراط و تفريط در صراط وسط و عدالت مىآورد و به اقصر فاصله و در اسرع وقت به مقصود مى رساند . مثلاً حضرت نوح طبق گفتهء قرآن در روى زمين و در ميان قوم خود نهصد و پنجاه سال زندگى كرد ، و ليكن رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم مدّت زندگى دنيويشان شصت و سه سال بود و داراى مقامات و درجاتى بودند كه مسلّماً حضرت نوح با آنكه پدر بزرگ آن حضرت بود نداشت ؛ و از نقطه نظر مكتب شاگردِ اين مكتب و از ولايت و روحانيّت اين فرزند بهره‌مند مىگشت .